السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

28

تفسير الميزان ( فارسي )

چيزى كه مورد تربص ما است دچار انقلاب و دگرگونى شده ، حالش به حالى مخالف ، برگردد ، و كلمه « منون » و نيز كلمه « منية » ، هر دو به معناى مرگ است ، و كلمه « ريب » به معناى قلق و اضطراب است ، و در نتيجه ريب المنون به معناى اضطراب مرگ است « 1 » . و حاصل معنا اين است كه : بلكه مىگويند او يعنى رسول خدا ( ص ) شاعر است و ما منتظر مرگ او هستيم ، تا بعد از مردنش يادش از دلها برود و اسم و رسمش فراموش شود ، و ما از دست او راحت شويم . * ( « قُلْ تَرَبَّصُوا فَإِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُتَرَبِّصِينَ » ) * در اين آيه ، رسول گرامى خود را دستور مىدهد كه به ايشان بگو : همانطور كه خود براى خود پسنديده‌ايد ، منتظر باشيد . و اين امرى است تهديدى و مىرساند كه در اين ميان آينده اى هست كه جا دارد منتظر وقوعش باشند . و من نيز مثل شما منتظر آن هستم ، اما آنكه مىآيد ، عليه شما و به نفع من است ، و آن عبارت است از هلاكت شما و وقوع عذاب بر شما . * ( « أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلامُهُمْ بِهذا » ) * كلمه « أحلام » جمع « حلم » است كه به معناى عقل است ، و كلمه « أم » در اينجا منقطعه است ، و استفهامى در تقدير است ، و اشاره « هذا » به سخنانى است كه به رسول خدا ( ص ) مىگفتند و منتظرش بودند . و معنايش اين است كه : بلكه آيا عقول خود آنان به ايشان دستور مىدهد چنين چيزى را بگويند و منتظر مرگ خود باشند ؟ كدام عقلى حق را رد مىكند و به اين گونه أباطيل اجازه مىدهد آن را دفع كند ؟ ! * ( « أَمْ هُمْ قَوْمٌ طاغُونَ » ) * يعنى ، نه ، عقل ايشان چنين دستورى نمىدهد ، بلكه داعى آنان در اين سخنان اين است كه ايشان مردمى طاغى هستند . * ( « أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَه بَلْ لا يُؤْمِنُونَ » ) * در مجمع البيان مىگويد : كلمه « تقول » به معناى اين است كه آدمى بخواهد چيزى را به زحمت بگويد ، و تنها در مورد دروغگويى استعمال مىشود ، چون دروغگو مىخواهد به زحمت ، باطل را به صورت حق جلوه دهد ، و به اين منظور خود را به زحمت مىاندازد « 2 » . و معناى آيه اين است كه بلكه مىگويند : قرآن ، ساخته و پرداخته خود او است ، كه

--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 167 . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 168 .